مناسبت روز
ولادت:
او در سـال 543 هـجـری در مركز حله قدم به عرصه حيات نهاد، تولد او در يك خانواده روحانی و معنوی صورت گرفته است.
اساتيد:
او از محضر ابن زهره فقيه نامدار كسب علم نموده است .
تأليفات:
او دارای تألـيـفـات متعددی است كـتـاب نـفـيـس و مـعـروف او در فـقـه به نام (سرائر) است، تلخيص تفسير تبيان شيخ طوسی و التعليقات حواشی و ايرادات بر تفسير التبيان و كتاب (الوديعه) از معروف ترين تأليفات او می باشد.
گفتار بزرگان :
عـلامه نوری در فائده سوم از خاتمه مستدرك می نويسد : ابو عبداللّه محمد بن احمد بن ادريس عـجـلـی حـلـی، عالم بزرگوار و معروفی است كه بزرگان فقها در اجازات خود به عظمت مقام علمی، فهم و دقت او اعتراف كرده اند و او را ستوده اند.
ابـن داود در رجـال خـود می گويد: وی پيشوای فقهای حله، در علوم متقن و دارای تصنيفات بسيار است.
فقيه بزرگ، شهيد اول (قدس سره ) در اجازه خود او را با اين عبارات : شيخ امام، علا مه شيخ العلما و رئيس المذهب ستوده است.
مـحـقـق دوم نيز در اجازه قاضی صفی الدين می نويسد : روايت می كنم تمام تصنيفات و روايات شـيـخ امام سعيد محقق، حبر العلما، فخر الملة و الحق و الدين ،ابی عبداللّه محمد بن ادريس حلی را.
شيخ حر عاملی در كتاب (امل الامل) می نويسد : دانشمندان متأخر ما، ابن ادريس را بسيار ستوده اند و كتاب (سرائر) او را با آنچه در آخر آن از كتاب و اصول متقدمين نقل كـرده است، مورد اعتماد قرار داده اند علا مه حلی و ساير علما، احوال او را در كتب استدلالی خود نوشته و اكثرا آن را پذيرفته اند.
شيخ يوسف بحرانی كه از علمای معتدل اخباری است، در (لؤلؤة البحرين ) می نويسد : وی فـقـيـه و اصولی خالص و مجتهد صرف بود، او نخستين كسی است كه باب نكوهش از شيخ طـوسـی(ره) را بـه روی ديگران گشود، و گرنه قبل از وی دانشمندانی كه در عصر شيخ بودند، غـالبا به روش شيخ عمل می كردند، تا آنكه نوبت به او رسيد، آن گاه محقق اول (مؤلف شرايع )، و عـلا مـه حلی در موارد بسياری به نكوهش وی (ابن ادريس ) پرداختند، او و آرا و اقوالش را به باد انـتـقـاد و طعنه گرفتند ولی حقيقت امر اين است كه فضل و بزرگواری او در ميان شيعه منكر نـدارد.
شهيد سعيد، قاضی نوراللّه شوشتری در كتاب نفيس (مجالس المؤمنين ) مي نويسد : در اشتعال فهم و بلند پروازی، از فخرالدين رازی بيش، و در علم فقه و نكته پردازی از محمد بن ادريـس شافعی در پيش است، كتاب (سرائر) كه از جمله مصنفات شريفه اوست، در دقت فهم و كـثـرت علم او دليلی ظاهر و برهانی باهر است او را بر تصنيفات شيخ اجل ابوجعفر طوسی ابحاث بسيار است و در اكثر مسائل فقهی او خلافی يا اعتراضی يا استدراكی است.
دوران:
شهر حـله كه بين كوفه و بغداد واقع است، از سرزمينهای رحمت خيز و بركت آفرين است كه تا كنون علما و فقهای نامدار و خدمتگزار دين تحويل جامعه اسلامی داده است و چندين چهره سـرشـناس و معروف از فقها ما منسوب به آن منطقه هستند كه روزگاری مركز علمی و تدريس شيعيان بوده است.
عـلا مـه حـلـی در آسـمـان عـلم و فضيلت، و در ميان انبوه فقهای نامدار شيعه ،همچون يك ماه می درخشد و آرای فقهی، اصولی و منطقی او در كتابهای علمی از بر جستگی خاص برخوردار است او يـكـی از اسـتوانه های محكم و پايداری است كه در حساس ترين مراحل فكری و اجتماعی شيعه درخشيده و اطراف خود را منور ساخته است .
او قـطـب دايـره تحقيق و فضيلت، ستاره درخشان فقه و فقاهت و يكی ديگر از فرزانگان شهر حله است شهری كه به دستور امير سيف الدوله صدقة بن منصور مزيدی اسدی از امرا دولت ديالمه در سـال 495 هجری قمری ، بـناگذاری و پی ريزی شده است، اين شهر از روز نخست بر اساس تشيع پايه گذاری شده و از آن منطقه عـلما و بزرگان متعددی برخاسته اند كه شرح حال برخی از آنان گذشته است.
ابو حمزه ثـمـالـی از اصبغ بن نباته روايت كرده است كه مي گويد : به هنگام عبور اميرالمؤمنين علی (عليه الـسلام ) به طرف صفين، همراه او بودم كه روی تپه ای قرار گرفت سپس به نيزاری كه ميان بابل (عـراق ) و آن تـپه قرار گرفته بود اشاره نمود و فرمود : شهری و چه زيبا شهری ! عرض كردم سـرور مـن، بـه شهری اشاره می كنيد، آيا در اينجا شهری بوده است كه آثارش از بين رفته است ؟
فـرمود: نه بلكه شهری به وجود خواهد آمد كه به آن (حله سيفيه ) خواهند گفت در آن شهر اقوام نـيـكـوكـاری زنـدگـی خواهند كرد اگر يكی از آنان سهم خود را به خداوند نذر كند، وفا به آن می نمايد.
وفات :
در لـؤلؤة البحرين از رساله مشهور كفعمی كه درباره وفات دانشمندان نوشته است، نقل می كند كـه گـفته است : ابن ادريس فرموده :من در سال 558 بالغ گشتم، سپس از صالح فرزند وی نقل مـی كـنـد كه گفت :پدرم محمد بن ادريس روز جمعه هيجدهم ماه شوال سال 598 هجری قمری وقت ظهر از دنيا رفت است.